روند استفاده از مصالح در طراحی داخلی دوران قاجاریه

به دلیل اهمیت کارکرد مصالح و متریال مختلف در طراحی داخلی دوران قاجار به بررسی روند استفاده از این مصالح می‌پردازیم.

 

تهران در سال ۱۱۶۴ خورشیدی به‌عنوان پایتخت ایران انتخاب شد و کارهای معماری کوچک و بزرگ زیادی از این دوره به بعد در آن انجام‌شده است. کاخ‌ها، عمارت ها، مساجد و خانه‌های اعیانی تنها چند نمونه از آثاری است که سرشارند از زیبایی و هنر.

بعد از دوران قاجار و هم‌زمان با ورود مدرنیته به ایران، سبک زندگی مردم رفته‌رفته تغییر کرد و کمتر کسی مایل به زندگی در خانه‌ای با شکل و شمایل قدیمی بود. درنتیجه این خانه‌ها یکی پس از دیگری تخریب و با ساختمان‌های مدرن جایگزین شد. خوشبختانه بعضی از این خانه‌ها توسط کارفرمایان عمومی یا خصوصی از تبدیل نجات یافتند. اغلب چنین خانه‌هایی متعلق به اشراف‌زادگان و افراد مشهور بودند و با مساحت زیادی که داشتند شامل انواع مختلف دکوراسیون از قبیل گچ کاری، آیینه‌کاری، آجرکاری، حکاکی، کاشی‌کاری، نقاشی روی گچ و غیره می‌شدند.

هنر ایرانی در دوره اسلامی که مطابق با حساسیت‌های مردم ایران بود، در یک معنا مترادف در سطح جهان مترادف شد با مفهوم هنر اسلامی و موجب اتصال معنویت جهانی با یکی از متعالی‌ترین گونه‌های هنر مذهبی در جهان گردید. این هنر که متکی بر علوم رمزی بوده، از درون و بیرون، از پوسته و هسته سخن گفته است. هم از معنویت و مذهب و هم از شکل ظاهری و واقعیت. تنها به‌ظاهر توجه نداشته بلکه معطوف حقیقت، مفاهیم و ایده‌های درونی بوده است. شکل‌های ظاهری واجد ویژگی‌های مخصوص و روان‌شناختی هستند.

در این دوره مدرن، کسانی همچون آدولف لوس (معمار چکی‌الاصل اتریشی و از برجسته‌ترین نمایندگان معماری مدرن قرن بیستم) دیدگاهی جنجالی به استفاده از دکوراسیون در معماری داشتند. در دکوراسیون اسلامی هر طرح و شکل نیازمند مواد و مصالح مختص خود بوده و تفاوت‌های مصالح در نوع مصالح مورداستفاده و نوع طرح محسوس است. بیشترین مصالحی که مورداستفاده قرار می‌گرفتند شامل گچ، آجر، کاشی، سنگ، آینه، چوب و شیشه‌رنگی بوده که ویژگی‌های اصلی هرکدام از آن‌ها در طرح‌ها و الگوهای دکوراسیون در دوران قاجاریه نمود پیدا می‌کرد.

به‌طورکلی، معماری دوران قاجاریه را می‌توان معماری خانه و خانه ـ ساختمان نامید. هنری که به دلیل رشد جمعیت شهری و ضعف تقریبی حکومت مرکزی به‌تدریج از انحصار دولت خارج شد و به میان مردم راه باز کرد.

یک ‌خانه معمولی در این دوران شامل ورودی، حیاط، اتاق مرکزی، یک ایوان با ستون‌هایی در جلو، استخر، اتاق‌هایی کوچک گرداگرد اتاق مرکزی و راهروها، سرداب، بهارخواب، آشپزخانه، پلکان و غیره بود. این خانه‌ها در شکل ساده یا تجملی، درهرحال مبتنی بر الگوهای سنتی معماری خانه‌های ایرانی بودند. در این دوره با انقلاب زبان معماری و هم‌زمان تأثیرپذیری از هنر غربی، معماری منحصربه‌فردی شکل گرفت که برخی از عناصر شاخص آن به شرح ذیل قابل اشاره است:

  1. دالان‌های ورودی متأثر ازمعماری روسیه، شامل پلکانی که از وسط دالان می‌گذشت و به دو بخش متقارن در راهرو تقسیم می‌شد.
  2. سقف‌های شیب‌دار به‌جای سقف‌های گنبدی یا مسطح.
  3. پنجره‌های رو به خیابان با حفاظ‌های فلزی تزئینی.
  4. ستون‌های تزئینی با سرستون‌هایی به سبک باروک و روکوکو.
  5. ورود المان‌های جدید تزئینی از قبیل قوس‌های رومی و ستون‌های موازی.
  6. تقارن در بخش ورودی.
  7. تأکید بر عناصر بالارونده و عمودی در تمام خانه‌های قاجاری اشراف در تهران (امروز تنها چند خانه به‌جامانده و در نمونه‌های قابل‌دسترسی هیچ‌کس زندگی نمی‌کند.)

این خانه‌ها، فارغ از اندازه‌شان نه‌تنها ازنظر دکوراسیون معماری، غنی هستند بلکه تقریباً شامل تمامی عناصر فضایی و ویژگی‌های معماری دوره قاجاریه اعم از الگوهای درون‌گرا و برونگرا می‌باشند و برخلاف خانه‌های امروزی که در آن‌ها کمیت بر کیفیت رجحان دارد، کیفیت در معماری دوره قاجاریه حرف اول را می‌زده است. نظم، تعادل، تناسب و زیبایی در تمام مناظر و فضاها وجود داشته و از هندسه متقارن در ترکیب‌بندی‌شان بهره‌مند می‌شدند. ارتباط درون با بیرون معنادار و مهم تلقی شده و طبیعت در چنین خانه‌هایی ملموس و قابل‌رؤیت بوده است.

ایرانیان در دوره قاجاریه و در اثر آشناتر شدن با روسیه و سایر کشورهای اروپایی به این باور رسیدند که از دنیای مدرن عقب هستند و در فرهنگ خود احساس ضعف کردند. درنتیجه، تمایل به معماری کشورهای پیشرفته در بخشی از جامعه (به‌ویژه بین درباریان و برخی از اشراف‌زادگان و افراد تحصیل‌کرده) پدید آمد و منجر به کپی‌برداری از کار معماران دیگر شد.

Usage of Materials in Qajar interiors

 

Tehran as the capital of Iran has many large and small architectural works since this period. Palaces, pavilions, mosques and grand houses which are some examples of the stated works include full of art beauty. After the Qajar era and with the arrival of modernity to Iran, people's lifestyle gradually changed and today few people are willing to live in the house with former patterns. As a result, these houses were destroyed one after the other and were substituted by modern buildings.

 

Opportunely, some of these houses are continuing their life after use change by private or public employers. These houses typicallyfit to aristocrats and celebrities and, in addition to having a large area, are full of various kinds of streamers such as stucco, mirror work, brickwork, carving, tiling, frescoes and more.

 

Iranian art in the Islamic period, in addition to being well-matched with the cultural sensitivities of the Iranian people, is Islamic in the traditional sense of the word. Therefore, it would link universal religiousness and Islamic art in the best way. The art relies on esoteric science. It speaks of inside and out, shell and core, devoutness and religion as well as appearance and reality. It has no consideration to the arrival and its aim is inner truth, meaning, and concepts. The apparent shapes are also having certain special and psychological topographies. In this modern period, persons like Adolf Loos have a controversial attitude towards the use of decorations in the architecture. In Islamic decorations, each pattern and shape stresses its own material and the material differences is quite tangible in the type of materials used and the type of pattern. The main materials used in the decorations include plaster, brick, tile, stone, mirror, wood and colored glass and the inherent features of each of these materials will be evident in the decorations designs and patterns.

 

In over-all, the architecture of Qajar era can be called house and house-building architecture since, due to the relative growth of urban population as well as the approximate weakness of the government, art and architecture, rather than being led to fine arts by the government, moved along the path of evolution by the people.

 

Typical house of this era included: entrance, yard, central room, and porch with columns in front, pool house, small rooms around the central room and corridors, cellar, terrace, kitchen, staircase and etc., in the plain or fancy form, all based on the traditional patterns of Iranian houses. In this period with the evolution of architectural language as well as the influence of Western art on the decorative patterns and details, unique architecture was forming. The Western elements such added houses in this period are as follows:

 

1. Entrance halls (the staircase that starts from the middle of the hall and are divided into two symmetrical parts in the doorway). This is due to the impact of Russian architecture.

2. Sloping ceilings instead of domed and flat ceilings

3. Building windows fronting to the street with decorative metal shields

4. Decorating columns and their head in the baroque and rococo style

5. The entry of new decorative elements such as Roman arches and parallel columns

6. Symmetry at the entrance

7. Emphasis on climbing and vertical elements of all the noble Qajar

Houses in Tehran today, just a few houses are remained and no residence takes place in any of the other available samples.

 

These houses, regardless of their size, not only are rich in terms of architectural decorations, but also contain almost all spatial elements and architectural features of the Qajar era. Among the samples, there are introverted and extroverted patterns. In contrast, today's homes in Tehran in which quantity supersede over quality, the quality is the base in Qajar era architecture. Order, balance, fitness and beauty exist in all views and spaces and they have benefited from the symmetrical geometry in their composition. Communication of inside with the outside is significant. Nature is tangible and visible in these houses.

 

Iranian, during the Qajar era and receivingaccustomed with Russia and other European countries, realized that they were behind the modern world and felt weakness in their own culture. As a result, a tendency toward the architecture of the developed countries appeared in a part of society, especially the courtiers and some of the nobles and educated people and eventually led to duplication of work of other architects.

بالا