گوهرآویز در زمان ماد

 

بشر پس از طی نمودن دوره‌های ابتدایی تکامل، با ورود به عصر زیست گروهی به‌تدریج به تفاوت‌های بنیادین خود با سایر جانداران پی برد و تلاش نمود تا نمودی به این نقطه تمایز بدهد. ازاین‌روست که می‌توانیم مقولاتی چون پرستش نیروهای ناشناخته طبیعی، ساخت الگوها و نگاره‌های دیواری سنگ کند، ساخت خانه و اهلی نمودن حیوانات وحشی و ... را در این منظر فکری و تمدنی جای دهیم.

 

آرایش، تزئین و پیرایش خود، یکی از آئین‌های معنوی و اجتماعی انسان کهن به شمار می‌آمد. او برای شرکت در مناسک مذهبی، حضور در آئین‌های اجتماعی، آمادگی برای جنگ، شکار یا مهاجرت به زبان نمادین آرایش هم‌بستگی فردی‌اش را با اجتماع قبیله‌ای یا قومی خود اعلام می‌نمود. این آیین اجتماعی به‌تدریج در رفتار فردی افراد هر جامعه‌ای نیز نمود پیدا کرد و ازآن‌پس هر کس، برای زیست فردی و اجتماعی خود از نوع خاصی از آرایش و زیورآلات استفاده می‌نمود.

در ابتدای امر زینت و آراستگی، الگوهای ابتدایی‌ای از طبیعت بودند و عناصر طبیعی نقش مهم و اساسی را در این میان بر عهده داشتند. دندان، استخوان و اندام حیوانات شکار شده در کنار سنگ‌های خوش‌تراش یا دانه و ساقه گیاهان در زمره نخستین ابزار تزئینی انسان به شمار می‌آمدند. به‌تدریج حضور رنگ‌های طبیعی و مصنوعی در تزئین اندام مختلف انسان جدی‌تر شد و به جایگاهی رسید که هنوز بعد از هزارها سال عنصری نتوانسته به تصاحب آن بپردازد.

بررسی نگاره‌های سنگی غارها و دامنه کوه‌ها با قدمت ده‌ها هزار سال وجود زیورآلاتی مانند گردنبند و دستبند را در میان جوامع مختلف انسانی تأیید می‌کند. این کاوش‌های باستان‌شناسی مؤید این نکته است که برخلاف تصور رایج، مردان در ابتدای امر نخستین گروهی بودند که به آراستگی خود اهمیت داده و به جد نسبت به تزئین بدن خود با زیورآلات تلاش می‌نمودند.

خال‌کوبی، آویزان نمودن ریسه‌های استخوان، دندان یا پنجه حیوانات که با یک‌رشته لیف طبیعی به هم متصل می‌شدند ازجمله متداول‌ترین نوع‌های تزئینات مردانه به شمار می‌آمد. کار حتی به‌جایی رسید که در میدان رقابت مردان دست به مجروح کردن بدن خود کردند و در این مسیر گاه آن‌قدر پیش ‌رفتند که به مرگ آن‌ها می‌انجامید.

به‌تدریج زنان نیز به آرایش و تزئین خود علاقه‌مند شدند و خیلی زود توانستند در این عرصه از مردان پیشی گرفته با انواع نوآوری‌ها آرایش و پیراستگی را عنصری زنانه کنند. آن‌ها از ترکیب انواع استخوان‌ها و سنگ‌ها استفاده کرده، چیدمان زیبایی از آن‌ها را شکل می‌دادند که بسته به جایگاه آن در گردن، گوش، اندام بالایی و مچ پاها ابعاد و اندازه‌های آن‌ها با یکدیگر تفاوت داشت.

کاوش‌های باستان‌شناسی، قدیمی‌ترین زیورآلات کشف‌شده را مربوط به صدف‌هایی با قدمت تقریبی 110 هزار سال می‌داند که از شرق مراکش به‌دست‌آمده و در آن‌ها سوراخ‌هایی برای رد کردن الیاف طبیعی ایجاد شده است.

نگاه اسطوره‌ای انسان به پیرامونش در تزئینات او نیز نمود یافته است. بشر از یک بازه زمانی به بعد برای همراه داشتن سنگ یا عضوی از بدن یک حیوان جدا از زیبایی ظاهری به ماهیت اسطوره‌ای آن نیز توجه کرد و تلاش نمود تا برای عناصر مختلف کارکردی غیرمادی بیابد. همین نگاه به‌تدریج منجر به آن شد که از اندام حیوانات مرده برای آرایش خود به‌تدریج فاصله بگیرد، چراکه این باور که آن‌ها به بدنی فانی و آسیب‌دیده متعلق‌اند نمی‌توانست نگاه تکامل جوی او را تأمین کند، لذا به‌تدریج سنگ را جایگزین آن‌ها نمود و برای این امر نیز راهکاری یافت تا سنگ‌های زیبا، مقاوم و کمیاب را کشف و آن‌ها را با ساده‌ترین ابزارهایی که در اختیار داشت، تراش داده و به شکل دلخواه دربیاورد.

با ورود به عصر آهن، این فلز ارزشمند درضمن‌آنکه در کلیه شئون زندگی انسان تغییرات محسوسی پدید آورد، به‌تدریج جایگاه ویژه‌ای در عرصه زیورآلات پیدا نمود و انسان با به‌کارگیری فلزات مختلف ازجمله طلا و نقره در کنار سنگ‌های قیمتی به ساخت گردنبند، تاج، دستبند، ادوات جنگی پادشاهان و تزئینات همراه لباس‌های طبقه اشراف اقدام نمود و عرصه‌ای را در تمدن خود پایه‌گذاری کرد که امروزه به آن «تمدن مد» می‌گویند.